جنگ هاي چند دهه درافغانستان تمام هست و بوداین کشوررابه نابودی کشاند.ازاینرو این کشوردرردیف چند کشور فقیرجهان قرارگرفت.اثرات بداین نابسامانی هاوكشمكش ها، مردم افغانستان راازچندين سال متمادي تابه امروز محتاج  کمک های گوناگون کشورهای دور- نزدیک وسازمان های کمک کننده بین المللی ساخته است.ازجمله این کمک ها  بیسکویت است که ازطرف کشورهندوستان وسازمان پروگرام غذایی جهان دربخش معارف به منظورتوزیع برای شاگردان مکاتب كشورمیباشد.

       درسالهای نخست حاكميت حامدکرزی،برنامه توزيع بیسکویت برعلاوه ازمكاتب برخي ولوسوالی ها ودرمكاتب شهرمیمنه نیز صورت میگرفت، بعدازمدتی این پروسه ازمرکزولایت فارياب ختم شده تنهادرمکاتب بعضي ازولوسوالی ها، این پروگرام برای تابه حال ادامه دارد.اما مسأله اساسی اینست اززمان توزیع این کمک هاتابه حال در بسياري از دکاکین شهرو ولوسوالی هاازاین بیسکویت هاموجود بوده وبصورت آزادانه خریدوفروش میشود. اگراین بیسکویت ها ي كمك شده به شاگردان توزیع  گرديده است،چراکارتن- کارتن دربازاریافت شده و خریدوفروش میشود؟به گمان اغلب این کمک ها توسط تعدادي ازمسؤولین برخی مکاتب به شاگردان مكتب توزیع نشده به بازارفرستاده ميشود وپول هاي آن نیز داخل جیب شان ميشودويابه نظرميرسددراطراف يك تعداد مكاتب وجود دارد، که صرف بنام است.اين بيسكويت هارابه نام مكاتب متذكره گرفته آنرامستقيمأبه بازارعرضه مينمايندوياشاگردان غیرحاضردایمی راحاضرگرفته بیسکویت های شانرابه بازارمیفروشند. به هرحال این يك عمل غيرقانوني محسوب ميگردد،مسوول ومقصراصلي فقط مسؤولين معارف شمرده خواهندشد ،اگرازطرف آنهابررسي وکنترول دقيق دراين راستا تا به حال صورت ميگرفت چنين عمل غيرقانوني بوقوع نمیپوست اگراين بيسكويت هارابعضی ازمسؤولين مكاتب نفروخته اند، پس این بیسکویت دربازاربه قدرزياد ازکجاشده است؟چطور واردبازارگرديده؟چرابازپرس نمیشود ؟چراازبازاراین بیسکویت هاجمع نمیشود؟ بعضی ازمسوولین مکاتب که بیسکویت هارا به عرضه نمودند آنهابه تنهایی جرئت چنین کاری غيرقانوني راهرگزنخواهند داشت، دراین مسأله احتمالابرخی ازمسؤولين ديگربلندرتبه معارف  نیزشریک وشامل باشند. وسوال بعدي متوجه ارگانهاي کشفی وامنيتي میباشد ،كه چراازطرف آنها درجلوگیری آن اقدام جدي صورت نگرفته ؟ واگرهم شده چراتابحال خریدوفروش بیسکویت ها ادامه دارد؟ آیاارگانهاي مسؤول دراین قسمت غفلت نکرده اند؟درغیرآن باموجودیت آنهااینگونه اعمال غيرقانوني چطورصورت گرفته ميتواند؟

    اکثرخانواده هادرطی جنگهای گذشته ازنعمت سواد محروم مانده اند،بااستفاده ازاين شرایط موجوده میخواهنداطفال شان صاحب سوادشوند،این خانواده هاروزانه توان پرداخت پول اندکی را ندارند،تاآنهابا شوق وعلاقه روانه مکتب گردیده تادرآن مبلغ برخودخوردنی، بخرند.بادرک اين شرایط برخی ازممالک ویا سازمان های کمک کننده مانند پروگرام غذایی جهان وکشورهندوستان باحس بشردوستي بخاطرتشویق وترغیب شاگردان به مکاتب ازطرف آنها این کمک ها صورت میگیرد.اماباتاسف اين كمك ها ازآغازتا امروز به صورت درست  به دست شاگردان مکاتب نمیرسد.

       باگذشت چندسال تابه حال ازطرف مسؤولین معارف اقدام اندكي هم بخاطرجلوگيري اين مساله صورت نگرفته است. اگراحیانأ اقدامی صورت میگرفت واگرهمه مردم درجريان قرارنميگرفتند،حداقل رسانه های که فعال هستندوکارشان نشروانعكاس همچومسایل است، درجریان گذاشته میشدند. درآن وقت جلوخریدوفروش بیسکویت ها،ازبازارگرفته شده وکسانیکه حقوق شاگردان مکاتب رابه نحوي تلف کرده اند، موردپيگردقانوني قرارميگرفتند. ودرآينده كسي جرئت آنرانداشت اين گونه کمک ها را حیف ومیل نماید. ازطرف دیگرکمک های ذکرشده ازهر مجرایی که به اختیارمعارف گذاشته شده است، بایدازطرف آن موسسات نیزدقیق نظارت وبررسی میشد واگردرجریان این چند سال نظارت صورت گرفته باشدبه این پیمانه تخلف صورت نمیگرفت، آیا مسوولین پروگرام متذکره دراین عرصه غفلت نموده اند؟ویا کدام مسایل دیگری هست که دیگران ازآن واقف نیستند.

     درسالهای اخیریگانه مرکزیکه موجودیت فساداداری ازآن هیچ نام برده نمیشد فقط معارف بود اماباتاسف فساد اداری درمعارف جای پای پیداکرده است.تنهابیسکویت نیست که دربازارخریدوفرش میشود،بلکه لوازم درسی ازقبیل کتابچه ،پنسل، خط كش وپنسل پاک که ازطرف مؤسسه یونیسیف برای شاگردان صنوف ابتدایی به معارف  داده شده بودنيزبه بازارعرضه گرديده،خریدوفروش میشود.مقصراصلی دکانداران شمرده نمیشوندكه آنراميخرندوميفروشند.بلکه مقصرومجرم اصلی،آنها وشريكانشان اندکه بیسکویت هارا ازمکاتب کشیده به بازارمیفروشند. جلوگیری این مساله تنها کاراعضای رهبری معارف ولايت نبوده بلکه کاروتلاش ارگان های کشفی وعدلی دولت را نیزميطلبد.

      پيشرفت وتعالي يك مملكت مربوط به معارف آن ميباشدامامعارف اين کشور ازاثرجنگ های قبلي آسيب زيادي را متقبل شده تااكنون به صورت درست نتوانسته جايگاه خودرا در جامعه تثبیت نمايد.اگرمسؤولين معارف كشوربادرك ازوضعيت فعلي معارف وتجربه تلخ كه تاحال دامنگيراين مردم ازنبود معارف سالم است، درس عبرت نگرفته باشند.پس ازاین باید بخاطرترقي وتعالي معارف واولادوطن باصداقت وايمانداري نكوشندوهمچنان اين چنين كمك هاي كه براي معارف ازجانب ممالك بيروني وسازمان هاي بشردوست صورت ميگيردبصورت درست وعادلانه دراختيارشاگردان قرارندهند،منتظربه یک معارف بهتركه ضامن فرداي بهتر اين كشورباشد،هرگز نخواهیم شد.

  جریده قره ش